خواجه نصير الدين الطوسي

191

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و اگر در سخن او معنى غامض افتد در بيان آن بمثالهاى واضح جهد كند و الا شرط ايجاز نگاه دارد . و الفاظ غريب و كنايات نا مستعمل به كار ندارد ، و سخنى كه با او تقرير ميكنند تا تمام نشود بجواب مشغول نگردد ، و آنچه خواهد گفت تا در خاطر مقرر نگرداند در نطق نيارد ، و سخن مكرر نكند مگر كه بدان محتاج شود . و قلق و ضجرت ننمايد و فحش و شتم بر لفظ نگيرد و اگر بعبارت از چيزى فاحش مضطر گردد و بر سبيل تعريض كنايت كند از آن ، و مزاح منكر نكند و در هر مجلس سخن مناسب آنمجلس گويد ، و در اثناى سخن بدست و چشم و ابرو اشاره نكند مگر كه حديثى اقتضاى اشارتى لطيف كند آنگاه آن را بروجه پسنديده اداء نمايد . و در راست و دروغ با اهل مجلس خلاف و لجاج نورزد خاصه با مهتران و سفيهان و كسى كه الحاح به او مفيد نبود به او الحاح نكنند و اگر در مناظره و محاورات طرف خصم را رجحان يابد انصاف بدهد . و از مخاطبهء عوام و كودكان و زنان و ديوانگان و مستان تا تواند احتراز كند . و سخن باريك به كسى كه فهم نكند نگويد ، و لطف در محاوره نگاه دارد ، و حركات و افعال و اقوال هيچكس را بقبح محاكات نكند و سخنهاى موحش نگويد و چون در پيش مهترى رود ابتداء در سخنى كند كه بفال ستوده دارند . و از غيبت و نمامى و بهتان و دروغ گفتن تجنب كند چنان كه به هيچ حال بر آن اقدام ننمايد و با اهل آن مداخلت نكند و استماع آن را كاره باشد ، و بايد كه شنيدن او از گفتن بيشتر بود .